تبلیغات
مجنون شهدا

مجنون شهدا
با ولایت تا شهادت

الســــــلام علیک یا فاطمــــه الزهــــــرا(س)

ایام شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س) بر تمام شیعیان و دلسوختگان حضرتش تسلیت باد.

فاطمیه 1391(روایت اول)

سه شنبه-15/1/1391-قصاب محله-بن بست قائم 10-منزل برادر فلاح

چهارشنبه-16/1/1391-جاده لاهیجان-کوی شقایق(فلاح زاده)-منزل برادر اصغری

پنجشنبه-17/1/1391-لوکلایه-بعد از پل-سمت راست-منزل حاج آقا جهانی

با مداحی مداحان اهل البیت(ع)

ساعت شروع مراسم:21(به وقت رسمی)

هیئت عاشقان ولایت شهرستان لنگرود


[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 11:27 ب.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]

امام صادق (ع) فرمودند:عمر در کوچه جلوی حضرت زهرا(س) و حسنش را گرفت و ابتدا با لگدی به پهلوی او زد«فرفسها برجله»،«ثم لطمها»سپس فریاد زد که ای زهرا سند(فدک) را به من بده.امام حسن فرمود مادرم امتناع کرد بعد نفهمیدم چه شد یک مرتبه دیدم مادرم به زمین افتاد.

عمر در نامه ای که به معاویه نوشت به عنوان افتخارش گفت:در آن حال جلوی زهرا ایستادم«و ضربتُ ضربۀ من ضاهر الخمار»و از روی مقنعه(روسری)چنان سیلی به صورتش زدم که گوشواره به زمین افتاد.

امام صادق (ع)فرمودند:از آن روز به بعد مادرم فاطمه«معصبۀ الراس»یک روسری به صورت می بست مبادا بابایم علی بفهمد.

ای کاش یکی بود در آن کوچه و میگفت

مردی که به زن حمــله کند مرد نباشـــــد


[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 11:55 ب.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]
فرازی از وصیت نامه شهید محسن جهان تیغ...

در کلاس های درس قرآن شرکت نمایید

انقلاب اسلامی و رهبرمان را دعا کنید

اگر من به شهادت رسیدم

بچه ها رابه راه راست هدایت کنید

به فکر مردم مظلوم فلسطین باشید
 
 

[ چهارشنبه 9 فروردین 1391 ] [ 11:28 ق.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]

پدر کودک را بلند کرد و در آغوش گرفت.کودک هم میخواست پدر

 را بلند کند،وقتی روی زمین آمد دست های کوچکش را دور

 پاهای پدر حلقه کرد تا پدر را بلند کند ولی نتوانست.با خود گفت

 حتماً چند سال بعد خواهم توانست...بیست سال بعد پدر را بلند

 کرد،پدر سبک بود به سبکی یک پلاک و چند تکه استخوان!!!


[ شنبه 5 فروردین 1391 ] [ 11:49 ب.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]
بارالها ! چنان قدرتی به من عطا کن تا آخرین لحظاتم نام تو را بر زبان داشته باشم.
[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 03:13 ب.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]

[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 12:57 ق.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]

خداوندا به زنان و دختران ما عفت زهرایی و زینبی عنایت بفرما.......

[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 12:52 ق.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]
سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگویید تا آخرین قطره خون سنگر اسلام را ترک نمی کنیم و با خدا پیمان می بندیم که در تمام عاشوراها و کربلاها همراه حسین (ع) هستیم و سنگر او را خالی نمی کنیم تا هنگامی که احکام اسلام در زیر پرچم امام زمان (عج) به اجرا در آید.

[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 12:47 ق.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]



[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 12:44 ق.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]
شهدای عزیز ما

همه ی سخن ها را گفتند

حال کیست که عمل کند؟


[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 12:35 ق.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]
آنهایی که رفتند کار حسینی کردند
 
و آنهایی که ماندند باید کار زینبی بکنند
.



شادی روح شهدا صلوات

[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 12:32 ق.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]

با سلام ودرود بی کران بریگانه منجی عالم بشریت حضرت ولیعصر ارواحنا فداه ونایب بر حقش امام عزیز وهمچنین درود خالصانه برامت حزب الله وهمیشه در صحنه . امید آن می رود که هر چه زودتر کربلا راآزاد وسپس به قدس عزیز راه یابیم.

مادر جان بدان که هر قطره خونی که به زمین ریخته می شود از قطره خونی است که در راه خداست وبهتر این است .

من می خواهم با ریختن خون خود به زمین به معشوقم برسم . مادر جان بعد از شنیدن خبر مرگ من اشک نریز وبه خواهرانم وبرادرم بگو در مرگ من اشک نریزند .چون امام بزرگوارمان  در سوگ فرزند خویش اشک نریخت چون می دانست که رضای خدا در این امر می باشد.

مادر جان مرگ من در راه اسلام وقرآن شاید جوششی در جوانان به وجود آوردالبته نه تنها مرگ من بلکه خون همه ی شهدایی که در راه اسلام وخدا جان می سپارند .


[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 11:32 ب.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]
ای حسرت جان و تنم

هر چه قدر لذت بردید ما رو هم دعا کنید.

[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 11:21 ب.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]

خدایا تو می دانی چه می کشیم...


از یک سو باید شهید شویم تا آینده بماند،


از دیگر سو...


باید بمانیم تا آینده شهید نشود.


عجب درد سری است...


[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 11:02 ب.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]

دیروز از هر چه داشتیم، گذشتیم،امروز از هر چه بود گذشتیم آنجا در پناه سنگر بودیم و اینجا در پناه میز.دیروز در پی گمنامی بودیم و امروز به دنبال آنیم که ناممان گم نشود.دیروز بر درب اتاقمان می نوشتیم یا حسین فرماندهی ازآن توست و امروز می نویسیم بدون هماهنگی واردنشوید.الهی نصیر باش تا بصیر گردیم و بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم .......


[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 10:50 ب.ظ ] [ محمد صادق کشاورز ] [ یا علی بگو ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات
شادی روح شهدا،امام شهدا صلوات
نظر سنجی
چند تا صلوات هدیه به امام زمانت می کنی؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب